واژه جو

نمنم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(نَ. نَ) (اِمر.) ریزریز، آهسته آهسته.<br>

(نَ نَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) نقش کردن.<BR>۲- زینت دادن.<BR>۳- (اِ.) در فارسی منجوق‌های ریزریز که به وسیلة آن‌ها قاب قرآن و سرمه دان و جای مهر نماز و غیره را تزیین می‌کردند.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نمنم | واژه جو