واژه جو

نقد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(نَ) [ ع. ] <BR>۱- (مص م.) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره. ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی.<BR>۲- پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه.<BR>۳- (اِ.) سکة فلزی، پول رایج.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نقد | واژه جو