نفوذ کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفوذ کردن . [ ن ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درگذشتن و فرورفتن . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
نشت کردن، تراوش کردن، باد زدن منتشر شدن در چیزی
واژگان فارسی سره واژهدان
سوراخ کردن، رخنه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفوذ کردن . [ ن ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درگذشتن و فرورفتن . (ناظم الاطباء).
فرهنگ طیفی واژهدان
نشت کردن، تراوش کردن، باد زدن منتشر شدن در چیزی
واژگان فارسی سره واژهدان
سوراخ کردن، رخنه کردن