واژه جو

نفس زن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نفس زن . [ ن َ ف َ زَ ] (نف مرکب ) کنایه از صاحب دم و جاندار. (آنندراج از فرهنگ زلیخای جامی ). که نفس می زند. که تنفس می کند. که حیات دارد. ذوحیات .

معنی نفس زن | واژه جو