نفرتانگیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نفرت انگیز. [ ن ِ رَ اَ ] (نف مرکب ) نفرت آور. ناخوشایند.
مترادف و متضاد واژهدان
تنفرآمیز، تنفرآور، تنفرزا، منفور، نفرتبار، نفرتزا بد، زشت، کریه، نامطبوع
فرهنگ طیفی واژهدان
زننده، کریهالمنظر، دافع، تنفرآور، تهوع آور، اکبیری، زهرآگین، بد، مکروه
واژگان فارسی سره واژهدان
ناخوشایند
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی