واژه جو

نعم کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نعم کردن . [ ن َ ع َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اجابت کردن . رجوع به نعم شود : ور بدین حاجتم نعم نکنی نعم من ز بخت لا باشد. مسعودسعد.

معنی نعم کردن | واژه جو