واژه جو

نظم

/vâže/

واژگان فارسی سره واژه‌دان

هماهنگی، سامان، سازماندهی، دهناد، آرایش، آراستن، آراستگی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نظم | واژه جو