واژه جو

نظام بصری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نظام بصری . [ ن َ ظْ ظا ب َ ] (اِخ ) ابراهیم بن سیار. رجوع به نظام، ابراهیم بن سیاربن هانی شود.

معنی نظام بصری | واژه جو