واژه جو

نظافة

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نظافة. [ ن َ ف َ ](ع اِمص ) پاکیزگی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نقاوة. (متن اللغة). نظافت . رجوع به نظافت شود. ◄ (مص ) پاک شدن . (دهار). پاکیزه گردیدن و نظیف شدن . (از ناظم الاطباء). پاک و پاکیزه شدن از چرک و آلودگی و تمیز شدن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد).

معنی نظافة | واژه جو