واژه جو

نطی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نطی . [ ن َ طی ی ] (ع ص ) بعید. دور. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از المنجد). مکان نطی، جای دور. (منتهی الارب ). بلدة نیاطها نطی ؛ ای طریقها بعید. (منتهی الارب ). رجوع به نَطوشود. ◄ منطوّ. (متن اللغة) (المنجد). مسدی . (المنجد). رشته ٔ درهم تنیده . رجوع به نَطو شود.

معنی نطی | واژه جو