واژه جو

نصب

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(نَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) قرار دادن، جا کردن. ۲- گماشتن. ۳- (اِ.) علامتی از اِعراب که حرف آخر کلمه صدای فتحه می‌دهد.

(نُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- بلا، سختی. ۲- خستگی، فرسودگی.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نصب | واژه جو