نشانده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(نِ دَ یا دِ) (ص مف.)<BR>۱- به نشستن واداشته.<BR>۲- جلوس داده.<BR>۳- جا داده، مقیم ساخته.<BR>۴- (عا.) زنی روسپی که او را به خانه آورده نفقة او را متعهد شوند و از ادامة عمل بد بازدارند و از او متمتع گردند بدون ازدواج.<BR>۵- کاشته.<BR>۶- برپا داشته.<BR>۷- نهاده.<BR>۸- خاموش کرده.<BR>۹- دفع کرده.<br>