واژه جو

نزیکات

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نزیکات . [ ن َ ] (ع ص، اِ) مردم فرومایه و بد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). شرارالناس . (اقرب الموارد) (قاموس ) (المنجد). مثل اینکه جمع نزیکة باشد. (منتهی الارب ). ◄ شرور از بزها. (از ناظم الاطباء). شرارالمعزی . (اقرب الموارد) (ازتاج العروس ). بز ردی و هیچکاره . (از منتهی الارب ).

معنی نزیکات | واژه جو