واژه جو

ندفی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ندفی . [ ن َ ] (حامص ) حلاجی . (ناظم الاطباء). ندافی . پنبه زنی . رجوع به ندافی شود. - ندفی کردن ؛ پنبه زدن . حلاجی کردن . (ناظم الاطباء). ندافی کردن .

معنی ندفی | واژه جو