واژه جو

نخود سیاه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نخود سیاه . [ ن ُ خُدْ ] (اِ مرکب ) مُجُک . (یادداشت مؤلف ). - پی نخود سیاه فرستادن ؛ کسی را که نخواهند در وقت کاری حاضر باشد به تدبیر و بهانه بیرون فرستادن : دیروز رندان میخواستند شراب بخورند آخوند بیچاره را پی نخود سیاه فرستادند . پی کاری فرستادن که بسی دیر کشد. (یادداشت مؤلف ).

معنی نخود سیاه | واژه جو