واژه جو

نخلی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نخلی . [ ن َ ] (ص، اِ) در تداول، نخری . بچه ٔ اول زنی . (یادداشت مؤلف ). - شکم نخلی .

نخلی . [ ن َ ] (ص نسبی ) چون نخل . به شکل نخل . مانند نخل . - بواسیر نخلی ؛ آن بود که شاخها و بیخهای بسیار دارد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

معنی نخلی | واژه جو