واژه جو

نخستین

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

اول، نخست، یکم، اولی، اولین، آغازین، اصلی، جبلی، نوآور بی‌سابقه، تازه، نو رکورددار، پیشتاز، پیشاهنگ، پیشین، جلویی مادر، اولیه، ابتدابه‌ساکن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نخستین | واژه جو