واژه جو

نحشتان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نحشتان . [ ن َ ح ُ ] (اِخ ) [ بمعنی : از مس ] اسم ماری است که موسی در دشت برپا نمود در ایام حزقیا و حزقیا آن را به سوهان سائید، چه که مردم بدو بخور می سوزانیدند. (از قاموس کتاب مقدس ص ٨٧٦).

معنی نحشتان | واژه جو