نجیب الدین گلپایگانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نجیب الدین گلپایگانی . [ ن َ بُدْ دی ن ِ گ ُ ی َ ] (اِخ ) از شاعران قصیده سرای قرن پنجم هجری است . وی در خدمت خواجه نظام الملک میزیسته و نایب شرف الملک صاحب دیوان خواجه بوده است، و به روایت حمداﷲ مستوفی در آخر عهد سلاجقه درگذشته و کتاب «بشروهند» ازمنظومات اوست . از احوال این شاعر اطلاع مبسوطی در دست نیست . از اشعار اوست : مرااگرچه چو دامن فکنده ای در پای به هرزه باز ندارم تو را ز دامان دست جمال روی تو را زلف توست دامنگیر وگرنه می بری از آفتاب تابان دست در آرزوی کنار تو خفته ام شبها در آن خیال که یک شب دهی به پیمان دست رسیدروز جوانی به پیری و نزدم شبی به دامن وصل تو در شبستان دست منم که بلبل طبعم چو در نوا آید ز لحن خویش بشوید هزاردستان دست . دماغ عقل به دیوانگی شود مایل اگر تو سلسله ٔزلف را بجنبانی ز سر گرفت جهان با فسانه ٔ من و تو حدیث یوسف مصری و پیر کنعانی حدیث لعل تو میرفت در حدود یمن عقیق را ز حیا سرخ گشت پیشانی هزار یوسف گم گشته راتوانی یافت سرآستین جمال خود ار بیفشانی . رجوع به تاریخ گزیده ص ٦٢٦ و تذکره ٔهفت اقلیم (اقلیم چهارم ) و آتشکده ٔ آذر ص ٢١٢ و نگارستان سخن ص ١١٩ و فهرست کتابخانه ٔ مجلس ص ٤٣٦ و مجمعالفصحا ج ١ ص ٦٣٤ و روز روشن ص ٦٨٥ و غزالی نامه ص ٣٠٥ شود.