نجمی شیروانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نجمی شیروانی . [ ن َ ی ِ شیرْ ](اِخ ) به روایت مؤلف عرفات العاشقین «از سخنوران دوره ٔ متوسطین است، مرد لوند بی قیدی بود». او راست : آباد از خیال تو ویرانه ٔ دل است جان منی و جای تو در خانه ٔ دل است . ای بی تو عاشقان را از جان و دل جدائی وی از تو بیدلان را با محنت آشنائی تا کی زنم چو حلقه بر هر دری سر از نو وقت است گر به رویم از لطف در گشائی . (ازدانشمندان آذربایجان ص ٣٧٣) (مجالس النفایس ص ١٦٦).