واژه جو

نجاتی شیرازی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نجاتی شیرازی . [ ن ِ ی ِ شی ] (اِخ ) این دو بیت را مؤلف صبح گلشن (ص ٥٠٤) به نام او ثبت کرده است : تا کار دل شکسته سامان ندهم من درد تو رابه هیچ درمان ندهم القصه که تا از غم تو جان ندهم دامان تو را ز دست آسان ندهم . در تذکره ٔ هفت اقلیم و سفینه ٔ خوشگو نیز نامی از او آمده .

معنی نجاتی شیرازی | واژه جو