واژه جو

نجاتی بافقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نجاتی بافقی . [ ن ِی ِ ] (اِخ ) از معاصران نصرآبادی است و به روایت او در شاهنامه خوانی دستی داشته است . این بیت از اوست : لاله نَبْوَد کز کنار بیستون سر می زند دست خون آلود فرهاد است بر سر میزند. (از تذکره ٔ نصرآبادی ص ٣٠٧).

معنی نجاتی بافقی | واژه جو