واژه جو

نتراشیده و نخراشیده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نتراشیده و نخراشیده . [ ن َ ت َ دَ / دِ وُ ن َ خ َ دَ / دِ ](ترکیب عطفی، ص مرکب ) ناصاف . ناهموار. ◄ خشن . زمخت . ناملایم . ◄ سخت روستائی منش و دور از آداب و رسوم . که رسم و راه نداند. که ناهنجارو زمخت و بی ادب است . که حرکات و رفتارش خشن و بی ادبانه و به دور از نرمی و لطف است . (یادداشت مؤلف ).

معنی نتراشیده و نخراشیده | واژه جو