واژه جو

نبیسیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نبیسیدن . [ ن ِ دَ ] (مص ) نبشتن . نوشتن . نویسیدن : پس این دو نام بر کرانه های او نبیس . (التفهیم ). پس پیغامبر علیه السلام علی را گفت بنبیس که این هر دو نام بزرگ خدای عزوجل است . (قصص الانبیاء).

معنی نبیسیدن | واژه جو