واژه جو

نبیدخوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نبیدخوار. [ ن َ خوا / خا ] (نف مرکب ) آنکه نبیذ خورد. شرابخوار. میگسار. باده نوش . میخواره : گر رودزن رواست امام و نبیدخوار اسبی است نیز آن که کند کودک از قصب . ناصرخسرو.

معنی نبیدخوار | واژه جو