واژه جو

ناگسلانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناگسلانیدن . [ گ ُ س ِ دَ ] (مص منفی ) ناگسیختن . ناگسستن . مقابل گسلانیدن به معنی گسستن و پاره کردن و جدا کردن . رجوع به گسلانیدن شود.

معنی ناگسلانیدن | واژه جو