ناکب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- کناره گیرنده، معرض.<BR>۲- میل کننده، مایل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کِ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- کناره گیرنده، معرض. ۲- میل کننده، مایل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناکب . [ ک ِ ] (ع ص ) عدول کننده . اعراض کننده . أنکب . (معجم متن اللغة). عدول کننده ٔ از راه و کناره گیرنده . (ناظم الاطباء). ◄ میل کننده از جای خود به سوی دیگر. (از اقرب الموارد). مایل : تا رایت نورانی شاهنشه انجم ناصب شود از مشرق و در مغرب ناکب . سوزنی .
واژگان قرآن
الصِّراطِ لَنَاکِبُونَ «ناکب» از مادّه «نکب» و «نکوب» به معناى انحراف از مسیر است، و «نکبت دنیا» ـ در مقابل روى آوردن دنیا ـ به معناى انحراف و پشت کردن دنیا است.(15)