واژه جو

ناهوشمندی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناهوشمندی . [ م َ ] (حامص مرکب ) ناهوشیاری . بی هوشی . بی عقلی . بی فراستی . ابلهی . کانائی . کودنی . بلاهت . ناهوشمند بودن . مقابل هوشمندی . رجوع به ناهوشمند و هوشمندی شود.

معنی ناهوشمندی | واژه جو