واژه جو

ناموفق

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

ناکام، دست‌خالی، بدبیار، مفلوک ورشکسته، شکست‌خورده ناکامیاب، بازنده، سرخورده، واخورده، ناکام درمانده، فرومانده، مستأصل، وامانده، مانده، سرگشته، عاجز، بی‌کفایت، دارای کاستی، کم‌آورده بدبخت، بیچاره، حیران، متحیر، خسته، کوفته، ناتوان، بی‌رمق واپس‌زده شده مشروط، رفوزه، مردود

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی ناموفق | واژه جو