واژه جو

ناممیز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناممیز. [ م ُ م َی ْ ی َ ] (ص مرکب ) تمیز داده ناشده . نامشخص . نامعین . نامعلوم . جدا و مشخص ناشده .

ناممیز. [ م ُ م َی ْ ی ِ ] (ص مرکب ) آنکه تمیز نمیدهد. بی تمیز. (ناظم الاطباء).

معنی ناممیز | واژه جو