واژه جو

نام برداشتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نام برداشتن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) نام ستردن : گران جان را نباشد هیچ نسبت با سبکروحان نگین را میشود قالب تهی گر نام بردارند. بیدل (از آنندراج ). - نام از جهان برداشتن و نام از جهان ستردن ؛ کنایه از محو و ناپدید کردن . (بهار عجم ) (آنندراج ). معدوم کردن : به شمشیر از جهان برداشت نام خسروان یکسر نماند از بیم آن شمشیر ملک آرای گیتی بان . فرخی (از آنندراج ).

معنی نام برداشتن | واژه جو