واژه جو

نافتاده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نافتاده . [ ف ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نیفتاده . ◄ واقعناشده . رخ نداده . حادث نشده . ◄ که مبتلا و ناتوان نشده است . که شکست نخورده است . مقابل افتاده به معنی درمانده : مستی به نخست باده سخت است افتادن نافتاده سخت است . نظامی .

معنی نافتاده | واژه جو