واژه جو

نارسایی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

کمبود، کسری، کاستی، عدم کفایت، افت، کاهش، نقصان ناتمامی، ایراد، اشکال، عیب، نقص، لکه فقدان، ناکارایی نابسندگی کمی، کمیابی مغایرت، انحراف، اشتباه بیهودگی، اتلاف، وقت تلف‌شده کوچکی مقدار کم، چیز کوچک، رقم کاهنده کسر بودجه (موازنه) برد کم

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی نارسایی | واژه جو