واژه جو

ناخوشند

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناخوشند. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ُ ] (ص مرکب ) ناخوشنود. ناراضی : پدرکز پسر هیچ ناخوشند است بدان کان پسر تخم و بار بد است . فردوسی .

معنی ناخوشند | واژه جو