ناخوش داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخوش داشتن . [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ] (مص مرکب ) نپسندیدن . پسند نکردن . خوش نداشتن . ناپسند شمردن . کراهت داشتن . استنکار. تسخط. تطهم . ◄ تنغیص . ناگوار کردن . تباه کردن . مکدر کردن : پیوسته غمت مرا مشوش دارد عیش خوش من عشق تو ناخوش دارد. علیشاه بن سلطان تکش .