واژه جو

ناخن بریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناخن بریدن . [ خ ُ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) ناخن چیدن . ناخن گرفتن . (از آنندراج ). بریدن ناخن . کوتاه کردن ناخن . رجوع به ناخن گرفتن شود : از تیغ مرگ عاشق رنگ بقا نبازد عمر دوباره گیرد چون ناخن از بریدن . میرزابیدل (از آنندراج ).

معنی ناخن بریدن | واژه جو