واژه جو

ناخن بر دل زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناخن بردل زدن . [ خ ُ ب َ دِ زَ دَ ] (مص مرکب ) تصرف در مزاج کسی کردن . (ناظم الاطباء). کنایه از تصرف در مزاج کردن باشد. (برهان ). ناخن به دل زدن . ناخن به جگر شکستن . تأثیر و تصرف کردن در دل کسی : نمیتوان به دل کس بزور ناخن زد چه شد که تیشه ٔ فرهاد آهنین چنگ است . طالب آملی (از بهار عجم ).

معنی ناخن بر دل زدن | واژه جو