واژه جو

ناخمیده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناخمیده . [ خ َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نخمیده . خم نگشته . صاف و مستقیم . مقابل خمیده . رجوع به خمیده شود.

معنی ناخمیده | واژه جو