واژه جو

ناخل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناخل . [ خ ِ ] (ع ص ) آن که می بیزد. (ناظم الاطباء). هذاالاسم لمن ینخل الدقیق . (سمعانی ). ◄ ناخل الصدر؛ ناصح .(منتهی الارب ). ناصح و نصیحت کننده . (ناظم الاطباء).

معنی ناخل | واژه جو