واژه جو

ناخسبیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناخسبیدن . [ خ ُ دَ ] (مص منفی ) نخسبیدن . نخوابیدن . نخفتن . مقابل خسبیدن . رجوع به خسبیدن شود.

معنی ناخسبیدن | واژه جو