واژه جو

ناخرسندی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناخرسندی . [ خ ُ س َ ] (حامص مرکب ) قانع نبودن . بس نکردن . راضی نبودن . ناخشنودی . مقابل خرسندی به معنی خشنودی و قناعت و رضایت .

معنی ناخرسندی | واژه جو