ناجوانمرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(جَ مَ) (ص مر.) فاقد خصلتهای نیک و پسندیده. مق جوانمرد.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبدجنس، بدذاتبیحمیت، بیمروت، دونهمتسفله، فرومایه، ناکسواژه قبلی: ناجنسواژه بعدی: ناجود