واژه جو

میم

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(اِ. حر.)<BR>۱- نام حرف بیست و هشتم از الفبای فارسی.<BR>۲- (کن.) لب آن گاه که به شکر خنده گشوده شود. ؛ ~ کاتب کنایه از: نابینا، کور. ؛ ~ مطوق کنایه از: آلت مرد، نره.<br>

معنی میم | واژه جو