واژه جو

میل نداشتن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

اکراه داشتن، بیزار بودن، حالش بهم خوردن، دوست نداشتن، اعتراض کردن عصبانی شدن متنفر بودن، نفرت داشتن متأسف شدن، اکراه داشتن

معنی میل نداشتن | واژه جو