واژه جو

میرزاوالده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میرزاوالده . [ ل ِ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) در مقام مزاح، از مادر چنین تعبیر کنند و وی را بدین لفظ مورد خطاب سازند. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمال زاده ).

معنی میرزاوالده | واژه جو