واژه جو

میراث دار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میراث دار. (نف مرکب )میراث دارنده . ارث بر. میراث خوار. وارث : شنیدم ز میراث دار محمد سخنهای چون انگبین محمد. ناصرخسرو. و رجوع به میراث خوار شود.

معنی میراث دار | واژه جو