واژه جو

میراث خوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میراث خوردن . [ خَورْ / خُرْ دَ] (مص مرکب ) مالک میراث شدن . میراث زدن . (ناظم الاطباء). ارث بردن . ارث خوردن . بهره مند شدن از مال و ملکی که مرده به ارث گذارد. و رجوع به میراث خوار شود.

معنی میراث خوردن | واژه جو