واژه جو

میانه حالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میانه حالی . [ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) صفت میانه حال . دوری از دو طرف افزونی و کمی . اعتدال . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به میانه حال شود.

معنی میانه حالی | واژه جو