واژه جو

میانحالی

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

نه‌خوشبخت و نه‌بدبخت، وضعیت متوسط، نه‌بد و نه‌خوب، عادی بودن، معمولی بودن، نه‌گرم و نه‌سرد، نقطه وسط، راه میانه قناعت، رضایت (خرسندی) میانه‌روی، اعتدال عامه مردم، عوام، طبقه متوسط، خیل

معنی میانحالی | واژه جو