مکوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ معر. ] (اِ.) = مکو. ماکو:<BR>۱- افزار جولاهگان که بدان جامه بافند.<BR>۲- آلتی در چرخ خیاطی که ماسوره در میان آن جای دارد.<BR>۳- طاسی که از آن آب خورند، طاسی که بالای آن تنگ و میانش گشاد باشد.<BR>۴- واحدی در عراق قدیم معادل ۱۶ قفیز یا ۵ من.<br>